|
علوم ناتمام
سید حسن نصرالله در مصاحبه ای که با تلوزیون ایران داشت گفت: ..... مقام معظم رهبری در ابتدای جنگ سی و سه روزه رهنمودهای با ارزشی داشتند که از جمله آنها سفارش ایشان به خواندن دعای جوشن صغیر بود که در جریان این جنگ خیلی کمک مان کرد. (روزنامه کیهان دوشنبه همین هفته صفحه۱۴) به یاد ایرادهای رفیق رندمان افتادم بر کسانی که خرده می گرفتند بر حرف های طرفداران رییس جمهور که می گفتند: شما با دعای مردم و نذرهای آنها و ... موفق شدید. ایراد رفیق رندمان اینجا اوج می گرفت که فلانی استاد فلسفه و علوم معقول است چرا این حرف را میزند؟ من فکر می کنم منظورش این باشد که احمدی نژاد با این کارهایی که می کند نمی تواند برآمده از دعای مردم و نذر و صلوات و توسلهای آنها باشد. ولی اگر قصدش این حرف باشد که ‹‹ای آقا، این حرفها چيست كه مي گوييد؛ با صلوات و وضو و نماز و دعا و .... كه نمي توان اتفاقات مملكت را تحليل كرد و ...››؛ بايد گفت چه بُعدي دارد كه در كنار مسايل ديگر، اينها هم نقشي در تحولات كلان يك مملكت داشته باشند. اصلا شايد يكي از ايراداتي كه به علومي مثل جامعه شناسي وارد است نديده گرفتن نقش عواملي ماوراءالطبيعي مثل ايمان مردمان در تغيير و تحولات جوامع باشد. در حقوق جزاي عمومي راهكارهاي متفاوتي براي كاهش جرم و جنايت در جامعه پيش بيني شده كه هر كدام با ايراداتي مواجه شده اند. اما آيا مثلا (تاكيد مي كنم مثلا) به تاثير عواملي ايماني مثل نماز ( ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر) و يا هزار مورد ديگر، بر كاهش جرايم، توجهي شده است؟ در تحليل رفاه جوامع كفر، علاوه بر توجهي كه به زير ساخت هاي توليد اين رفاه مي شود (كه انصافا برخي از آنها قابليت فراگيري را دارند) به سنت استدراج خداوند كه در قرآن آمده، توجهي كرده اند؟
عید مبعث بر همگان مبارک. دارم فکر میکنم این عید، برای سروش که قایل به امکان تجدید تجربه نبوی است و یا در خاتمیت حرف های عجیب می زند چه معنا و مفهومی دارد؟ ویا مصطفی ملکیان که بر این عقیده است ادیانی دیگر غیر از اسلام هم میتواند معنویت را - که همان گمشده جهان و انسان مدرن است - تامین کند و نیز جوهره دینداری را مخالف جوهره عقلانیت میپندارد، در این روز به کسی هم تبریک میگوید؟ فعلا که هر دوی این بزرگواران از تحلیل و حتی فهم نوری که از این غار (در ظاهر) بیرون آمده، عاجزند. حداقل من بر این باورم که کسی مثل جلال الدین فارسی در شناختن اسلام از این دو بزرگوار موفق تر است. (رک: تعالی شناسی ج ۱ و ۲ و ۳)
دوشنبه هفته پیش یکی از دوستان به من تلفن زد و گفت: میتونی ظهرها بری هتل هما نماز بخونی؟ گفتم مگه کسی اونجا نماز هم میخونه؟ گفت نمیدونم ولی پسردایی من که امام جماعت اونجا بود از فردا (سهشنبه9/5/86) میره مکه؛ تا دوهفته هم نیست ........... قبول کردم. بعد از اینکه ملبس شدم این اولین باری بود که به طور منظم و رسمی، امامت جماعت یک مسجد به من سپرده شده بود. تا قبل از این، از امام جماعت شدن و منبر رفتن تا حدی دوری میجستم؛ البته برخی موارد به اضطرار قبول میکردم. دوری از این تجربهها هم به خامی من در این فعالیت ها برمیگردد و هم به وقتی که از من میگرفت و تا حدی در درس من تاثیر میگذاشت؛ عواملی مثل نداشتن زبان ارتباط مناسب با مردم[1] (که به دلیل سر و کار داشتن بیش از حد با کتب اصولی و فقهی تخصصی، گفتار ما هم تا حدی تغییر کرد) و یا سلیقه سختِ من در مطالبی که بر منابر گفته میشود نیز بیتاثیر در این حالتم نبوده و نیست. ولی بالاخره قبول کردم و تا امروز، هر ظهر به آنجا میروم و از جلوی میهمانان این هتل (میهمانانی که اصلا به چهره مذهبی شهر مشهد نمیخورد) و فروشگاههای البسه و مواد آرایشی و .... و نیز آژانسهای مسافرتی قطر و ... گذشته و به نمازخانه آنجا میروم و برای پرسنل خدماتی آنجا (غیر از یک عده خاص) نماز میخوانم. بین دو نماز هم چند تا حکم شرعی مرتبط با نماز میگویم. دو روز پیش با کسی صحبت شد که اکثر ائمه جماعات، عادل نیستند. گفتم چرا؟ گفت چون خانوادههای این آقایان معمولا به آنها اقتدا نمیکنند؛ پس عادل نیستند. گفتم: معیار عادل بودن، آنچه شما گفتید نیست بلکه گاه ناراحتی و عدم رضایت همسر یک مرد، نشان دهنده عدالت اوست. فرض کنید مردی با خواستههای همسرش مبنی بر نوع پوششِ غیر دینیای که دارد مخالفت میکند و یا به درخواستهای غیرمعقول او پاسخ منفی دهد؛ پرواضح است که این زن به مرد خویش در نماز اقتدا نکند چون از او ناراضی است ولی آیا این مرد غیر عادل است؟ ملاک عدالت دوری از گناهان کبیره و اصرار نورزیدن بر گناهان صغیره است؛ البته ممکن است (و این امکان هم زیاد است) که این ملاک در برخورد با همسر و فرزندان رعایت نشود و انسان از عدالت ساقط گردد.
[1] . من از نحوه گفتار منبریها و کلا نحوه گویش اکثر روحانیها خوشم نمیآید ادبیات دیگری را می پسندم
صادقیان به یکی از تازه بلاگرها می گفت وبلاگ ملایی مثل منبر شده؛ برای اینکه وبلاگ ات اینچنین نشود یک عکسی بذار.............. تتمه: در رادیو معارف، برنامه پرسش و پاسخ تربیتی، آقای دهنوی می گفت بچه های این دوره و زمونه به برکت انقلاب اسلامی، هوش فوق العاده ای دارند و به سادگی نمی توان سرشان کلاه گذاشت.... !! اي سيد محمد باقر صدر، چرا كتاب اقتصادنا را نوشتي؟
الف مدعي شد: حسين مرعشي، سخنگو و قائم مقام حزب كارگزاران سازندگي در مصاحبه با نشريه داخلي حزب مؤتلفه اسلامي در اظهاراتي عجيب عنوان كرد: ما به عنوان حزب كارگزاران با برداشتي كه از دين، مكتب و تجربه بشري داريم به اين نتيجه رسيديم كه اسلام با مشي ليبراليسم سازگاري دارد تا با مشي دولت سالار و سوسياليستي.
وي افزود: ما قائل به اينكه اسلام نظام اقتصادي دارد نيستيم . اسلام دين هدايت است؛ همانطور كه نظام مهندسي ندارد نظام اقتصادي هم ندارد. روزنامه خراسان؛ دوشنبه 1386/4/25؛ صفحه آخر. |
|


