|
رمضان المبارک
رمضان امسال هم آمد
دلتنگ رفتنش هستم. فکر دهه آخر این ماه ، باعث می شود بغض گلویم را بگیرد. سحرهای این ماه، مرا مجنون می کند. لحضات افطارش فوق العاده است. می دانی در این دو لحظه بیش از یک میلیارد در جهان اسلام به خدا فکر می کنند و در ذهن همه شان یک چیز است و بر لبشان یک ذکر. در این دو لحظه کمترین گناه از سوی مسلمانان صورت می گیرد. کدام مسلمان در این دو لحظه (علاوه بر طول روز) مشغول گناه است؟ این هماهنگی ذهن و زبان و به مینیمم رسیدن اشتغال به گناه است که چنین حالتی را در ما به وجود می آورد: خوشحال از آمدنش و نگران از وداعش. ريز شناسي
يك شنبه همين هفته در سالن همايشهاي دفتر تبليغات دكتر دني هرمانس دعوت شده بود تا در رابطه با مقاله اش تحت عنوان عصر مشروطه و نشانه هاي ظهور ، با پژوهشگران دفتر تبليغات نشستي داشته باشد. او در اين مقاله اش با متمركز نمودن بحث بر روي آرا و نظريات شيخ حسين بوشهري - يكي از علماي عصر مشروطيت- مواجهه اي متفاوت با پديده مشروطيت را به تصوير بكشد. شيخ حسين بوشهري بر اين عقيده بود كه تمامي نشانه هاي ظهور حضرت مهدي عليه السلام با بروز انقلاب مشروطه محقق شده است و رواياتي كه اشاره به ظهور قيامي از مشرق زمين با نداي عدالت خواهي، دارد كاملا منطبق با جريان مشروطه بوده و هر كس مخالف اين جريان باشد از دشمنان اسلام است و ....
در انتهاي بحثش به دو نكته بسيار جالب اشاره كرد كه در حقيقت توصيه هايي بود براي فهم مشروطه: 1 . خوب است جريان مشروطه جدا جدا در هر شهر و منطقه مورد بررسي قرار گيرد مثلا مشروطه در خوزستان و ... 2 . در مطالعاتي كه مورخان ايراني پيرامون مشروطه انجام داده اند متوجه شدم كه آنها توجهي به نگاه كشورهاي ديگر به جريان مشروطه - در همان عصر مشروطه- نداشته اند مثلا در همان زماني كه انقلاب مشروطه صورت گرفت در پكن يك روزنامه نگار چيني مطلبي را در باره مشروطه ايران نوشت مطالعه اين مواجهه ها ما را به فهم بهتر مشروطه رهنمون مي كند. توجه به توصيه هاي اين فرانسوي مسلمان و شيعه، ما را متوجه مي كند كه در حل يك مساله بايد با بررسي جزييات بسيار به سوي يك نتيجه گيري كلي حركت كرد. روشي كه در ايران بر خلاف آن پيموده مي شود؛ آقا مستقيما ميروند سراغ دين كه دين اين است والسلام . يا كسي دهانش را پر مي كند و مي گويد اسلام مي گويد .... و نظر اسلام اين است.... حقيقتا معضلي است اين كلي گويي هاي ما و كلي نتيجه گيري هاي ما. كتاب امر به معروف و نهي از منكر در اسلام نوشته مايكل كوك انگليسي كمك شاياني مي تواند باشد در چگونگي به كار بردن يك روش استاندارد علمي در حوزه فقه براي رسيدن به نتيجه مطلوب. كتابي است فوق العاده و مرجع. هر كس بخواهد در رابطه با امر به معروف و نهي از منكر چيزي بنويسد بايد به اين مرجع مراجعه كند. دوشنبه 5/6/86 صبح رفتم دنبال بلیط و تا حدی موفق شدم. تاکسی دربست گرفتم به بازار وکیل. بعد رفتم تا شاه چراغ سید احمد و برادرش سید محمد. برگشتم به هتل. بعد از ظهر رفتم تا خیابان عفیف نژاد. وضع حجاب فوق العاده زننده بود... شب بعد از خوردن شام با هم اتاقی ام رفتیم و کمی قدم زدیم. از خیابان قرآن سردرآوردیم و ناگهان دیدیم جلوی ما کتابفروشی ای قرار دارد به نام کتابسرای هنر و ادبیات(شب نما). گفتیم بریم ببینیم چه دارد. قفسه های متعددی داشت بالای یکی نوشته بود جامعه شناسی و یکی روانشناسی یکی فلسفه و یکی تاریخ و یکی اسطوره و دیگری ادبیات. در قسمت فلسفه کتاب «فلسفه سیاسی چیست» نوشته لئو اشتراوس را دیدم با قیمت 1400 تومان مفت بود. خریدم. به همراهیام گفتم چرا کتاب «مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد» را در قسمت کتب فلسفی گذاشته؟ خلاصه رفتیم و رسیدیم به قسمت ادبیات. دیدم کتابهای ادبیات گلشیری و دولتآبادی و معروفی و بهنود و هدایت و سیمین دانشور و ... همه را لیست کرده. گفتم از امیرخانی چیزی ندارید؟ گفت کیست؟ کتابی نوشته؟ . .... حالت تعجب به خودم گرفتم و گفتم البته با این اسامی ای که شما لیست کرده اید جای تعجب نیست که از مستور و شجاعی و امیر خانی کتابی نگذارید. گفت منظورتون چیه؟ با چه اسم هایی؟ گفتم این طبقه فکری در ادبیات با ادبیات امیرخانی و ... متفاوت است. گفت چه تفاوتی؟ گفتم اینها داستان نویس های لائیک هستند در حوزه ادبیات.(البته اگر می گفتم سکولار بهتر بود) بر خلاف امیرخانی و .... گفت لائیک؟ یعنی چه؟ فهمیدم نباید در اینجا این بحث رامطرح می کردم. گفتم احتیاج به بحث دارد و الآن جایش نیست. گفت منظورتون اینه که امیرخانی و .... سفارشی می نویسند ولی اینها نه؟ فهمیدم این بحث، بحثی نیست که طرف مقابل من در صدد انتقال معرفتی به من و یا کسب معرفتی از من و یا تصحیح اشتباه من باشد . گفتم نه، شما پیش زمینه منفی دارید بحث می کنید و به جدل کشیده خواهد شد منظورم اینست کوئیلیو هم می نویسد ولی عرفانی که اسلام در صدد ترویج آن است با عرفان او نمی خواند و اسلام آن را نمی پسندد. نمی خواهم بگویم بد است می گویم ضد دین است یعنی اسلامی نیست ادبیات گلشیری و ... هم به این معنا لائیک است(سکولار است). گفتم سلیقه ها متفاوت است مثلا من اگر جای شما بودم کتابی که در مورد شریعتی نوشته شده را در قسمت کتب فلسفس نمی گذاشتم. یکی گفت کجا می گذاشتید؟ گفتم هرجا غیر از اونجا. یکی گفت مثلا در ادبیات. گفتم ادبیات که نه، ولی کتاب های شریعتی فلسفی نیستد. (مثلا وقتی انتشارات کتابهای سروش، بسط تجربه نبوی را جزو کلام جدید می داند چرا کتابفروش آنها را در قفسه کتب فلسفی قرار می دهد و از این کارش دفاع می کند؟). بگذریم آقا؛ بیخودی بحث کردیم. ولی یک مطلب؛ ادبیات دینی چیست؟ شنیدم دولت آبادی و گلشیری و ... اعتقادی به ادبیات دینی ندارند و یا ادبیات آنها ضد دینی است.(آیا لازمه فرض دوم، این است که این طیف قائل به ادبیات دینی هستند؟). آیا ادبیات امیرخانی و شجاعی و مستور، دینی است؟ آیا ادبیات ضد دینی این است که خواننده پس از خواندن یک رمان که ادبیاتی ضددینی دارند احساس بی نیازی از خدا می کند و یا ....؟ ولی خواننده یک کتاب که ادبیاتی دینی دارد پس از خواندن آن کتاب احساس تقرب به خدا می کند و آرامشی در خود می یابد که مصداق «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» است؟ تذکر: منظورم از ادبیات دینی و یا ضد دینی، ادبیات مستهجن و به کار بردن الفاظ زشت و رکیک و یا به کار نبردن آن نیست. با کمی تسامح، منظورم رمان دینی یا غیر دینی و یا ضد دینی است. تتمه: شما کتابهای شریعتی را در کتابخانه تان، در ذیل چه عنوانی طبقه بندی می کنید؟ بعد از اینکه این مطلب را در کامپیوتر تایپ کردم به مازاریان زنگ زدم و مفصل صحبت کردم در این رابطه و او هم به طور مفصل در این رابطه من را راهنمایی کرد.
امشب عازم شیرازيم برای شرکت در همایش گفتمان مهدویت و ارائه مقاله ام در آنجا.
موضوع مقاله ام : انتظار، امنيت، امر به معروف و نهي از منكر. فكر مي كنيد در اين مقاله به اثبات چه چيزي پرداخته ام؟ در ابتدا آنقدر اين سه مفهوم بي ارتباط مي آمد كه مي ترسيدم در موردش چيزي بنويسم ولي توانستم بين انتظار به عنوان پايه، و امنيت به عنوان هدف، و امر به معروف و نهي از منكر به عنوان وسيله رسيدن به آن هدف، ارتباطي منطقي را بيابم. بگذريم. بليط رفت گيرآمده دعا كنيد برگشت هم مهيا شود. |
|

