تبليغاتX
نگاه نو
 مراتب اسلام!

می‌دانیم که خداوند متعال، صاحب دینی است که «یهدی الی الرشد»؛ ما مسلمانان هم می‌خواهیم با این دین رشد پیدا کنیم؛ پس باید به دین خداوند متعال دسترسی داشته باشیم و آن را بفهمیم. اسلام واقعی و حقیقی اعم از دستورهای فقهی‌اش، توصیه‌های اخلاقی‌اش و آموزه‌های اعتقادی‌اش در علم و ارادۀ الهی مستقر است که در قالب حجت‌های الهی به صورت خام در دست مسلمین قرار دارد. این حجت‌های الهی همان منابع اسلام است که عبارتند از عقل، وحی و سنّت[1]؛ این سه منبع در قالب قضایای عقلی، قرآن و حدیث و سیرۀ معصومین به عنوان منابع معارف اسلام که عبارتند از عقاید، اخلاق و احکام شناخته می‌شوند. در این بین، دانشمندان مسلمان با کمک علوم اسلامی که عبارتند از کلام، اخلاق و فقه، به مثابۀ ذرّه‌بینی با حرکت بر روی منابع معارف اسلام قضایای عقلی، قرآن و حدیث و سیره و اجتهاد در آنها به تولید معارف دینی می‌پردازد؛ معارف دینی‌ای که از یک سو الهی و از سوی دیگر بشری هستند؛ و همین اعتقاد به الهی/ بشری بودن این معارف است که سبب مفتوح بودن باب اجتهاد در نزد شیعه می‌باشد؛ زیرا این معارف اسلامی که الهی/ بشری است به حکم الهی بودن، بر صاحب این معرفت حجت است وبه حکم بشری بودنِ این معرفت، امکان خطای در آن وجود دارد و امکان خطا بودن معرفت اسلامی در عین حجت بودن آن بر صاحب این معرفت، علتِ انفتاح اجتهاد در نزد شیعه است.



[1] . آنچه در منابع اسلام محقق محقق می‌شود همان دین اسلام است؛ یعنی وجود حقیقی این منابع، همان وجود حقیقی دین است و اسلام چیزی غیر زا اینها نیست تا ادعا شود که این منابع – عقل، وحی و سنت – از اسلام کشف می‌کند. چیزی که وحی شده خود اسلام است؛ نه اینکه وحی کاشف از اسلام می‌باشد؛ فعلی که پیامبر صَلَّّی‌اللهُ‌‌عَلَیهِ‌‌وَآلِهِ‌‌وَسَلَّّم انجام می‌دهد از لحظۀ شروع به انجام آن فعل، اسلام است و جزیی از دین محسوب می‌شود. این منابع اسلام را تولید می‌کنند یعنی خداوند وقتی می‌خواهد برنامۀ دینی خود را ارائه کند، اجزاء این برنامه را در عقل و وحی و سنت متفرق نموده است؛ لذا این سه خطا ناپذیرند؛ چون حجت‌های الهی می‌باشند و خداوند متعال چیزی را که خطاپذیر باشد حجت نمی‌کند. ادلّۀ عصمت ما، اغلب از همین جا نشأت می‌گیرند؛ یعنی می‌گوییم از آنجا که خداوند متعال ما را امر به اتباع از رسول نموده است حال اگر قرار باشد که رسول معصوم نباشد، القاء در مفسده و اغراء به جهل و نقض غرض خواهد بود که البته از فاعل حکیم مستحیل است.

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در پنجشنبه 1386/09/22 و ساعت 7:13 قبل از ظهر  
 لطفا براي اين پست، نظر ندهيد!
در رابطه با فوت/قتل دكتر بني يعقوب؛
به نظر مي رسد كه واقعيت همان باشد كه در روزنامه ها و سايت ها آمده است هر چند انگيزه اين خبرگزاريها به مذاق اين حقير خوش نيايد ولي واقعه اي بوده كه اتفاق افتاده حال به هر دليلي اينها مطرح كرده اند. به شيرين عبادي كار ندارم كه وكالت اين پرونده را بر عهده گرفته است تعجبم از روزنامه كيهان است كه اين كار شيرين عبادي را رصد نكرد. معمولا عبادي آب بخورد كيهان مي نويسد ولي اين را ننوشت. نخواست و يا نتوانست رصد كند.
در هر صورت به همان دليل كه فلان روزنامه اين خبر را ثبت كرد كيهان ثبت نكرد. بيچاره خانواده اين مرحومه. دهستاني عزيز زيبا گفته بود كه هر چه بوده ختم اين جريان به اين جا، عادلانه نبود.
بنده هم از اين اتفاق ناراحت و منزجرم. 
|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در پنجشنبه 1386/09/08 و ساعت 11:28 قبل از ظهر