تبليغاتX
نگاه نو
 اندر فوائد «حذف صفر از پول ملي»
چندي قبل به همسرم گفتم جريان حذف صفر از پول ملي را كه شنيدي؟ گفت: نه؛ يعني چه؟
برايش توضيح دادم. گفت چه خوب! خواندن ارقام و نوشتن آنها راحت تر مي شود!
|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در دوشنبه 1387/07/29 و ساعت 11:17 قبل از ظهر  
 خدايا! مواظبمان باش تا ما را جو نگيرد
انسان بايد ظرفيت داشته باشد، براي همه چيز؛ حتي براي جَوْگير شدن!
بنده براي اكثر مردم دنيا، اين ظرفيت را مي بينم كه جَوْ آنها را بگيرد! حداقل فضاحت به بار نمي آورند فقط كمي براي آينده خود، خجالت مي فرستند. ولي خدا نكند برخي از ما ايرانيان را جو بگيرد؛ از منورالفكرش گرفته تا اپوزيسيون و متدين و ...! يكي قرآن را به محصول زنبور عسل تشبيه مي كند (سروش)؛ ديگري مي گويد كو دليلي بر وجود امام زمان (گنجي)؛ شخصي ديگر، هر كه را مانند وي نمي انديشد صهيونيزم مي خواندش و رد پاي او را تا دستشويي هايي كه آرم كمپاني هاي يهودي را دارد نشان مي دهد (برخي از كيهاني ها)؛ يكي، هر كس ديگر را كه مانند عيالش، پوشش ندارد سربازان آمريكا و پياده نظام اسرائيل مي نامدش (برخي ائمه جماعات)؛ ديگري، بوديسم را در فراهم آوردن معنويت - اين هدف اصلي تمام اديان! - موفق تر از اسلام مي داند (ملكيان)؛ يكي، جايزه صلح نوبل، مكشوفه اش مي كند و مانند يك فقيه، حكم به الزامي نبودن حجاب مي كند (شيرين عبادي)؛ ديگري «توبه نصوح» را كهنه نكرده، «سكس و فلسفه» مي نويسد (مخملباف)؛ يكي تا حلقوم كفايه را ندريده، از آن دست برنمي دارد و در انتها مي گويد اي كاش امام زمان بيايد تا مراد صاحب كفايه را برايمان مشخص كند و ...!
در اين فضاست كه كسي پيدا مي شود و فقط با ديدن «مت ديمون» و «ريدلي اسكات» و «لئوناردو دي كاپريو»، اصالت فرهنگي خويش را فراموش مي كند و نيمه عريان، جلوي دوربين هاي عكاسان هاليوود، چپ و راست مي شود(گلشيفته فراهاني)!!!
خدا عاقبت مان را ختم به خير كند! ما لايق فرهنگ علي بن ابي طالب و حضرت زهراء سلام الله عليهما نيستيم؛ فرهنگ پوشش، گويش، تفكر و عمل اين دو شخص متمدن را نداريم؛ خدا به ما لياقت بدهد!
|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در شنبه 1387/07/20 و ساعت 1:35 بعد از ظهر  
 نظام ملوك الطوايفي؛ ميراث سنت براي ما
ديشب، فرامز رفيع پور، در نشست اساتيد دانشگاه با مقام معظم رهبري، نكاتي قابل توجه را متذكر شد. شنيدن سير تاريخي تقابل سنت و تجدد از نگاه يك جامعه شناس كار آزموده، شنيدني است. از آقا محمد خان قاجار شروع كرد و جسته گريخته از هر مقطعي، شاهدي بر مدعايش مي آورد؛ اوج سخنانش در تذكري بود كه به احمدي نژاد داد.
اشاره داشت به تعمدي كه در ناديده گرفتن سنت در كشور ما وجود دارد و متذكر شد كه تجدد در پوستين توسعه (در سالهاي بعد از جنگ) سر برآورد و به مقابله با سنت پرداخت و مدعيان تجدد با اين كار، به نوعي اذهان را دور زدند و باعث شدند تا تجدد رشد كند ولي سنت درجا بزند و نتيجه هم عميق تر شدن شكاف بين سنت و تجدد بود.  به عقيده وي، نظام ارباب و رعيتي و نيز فرهنگ ملوك الطوايفي، از چهره هاي بد سنت است كه به كمك استعمار و مدعيان تجدد، براي ما به ارث گذاشته شد البته در قالبهاي ديگر. نظام ارباب و رعيتي، ما را مصرف كننده صرف قرار داد چون ما اربابيم و كار را بايد بقيه انجام دهند؛ فرهنگ ملوك الطوايفي هم مانع از هماهنگي يك پارچه نظام مديريتي دين شده و جلوي رهبري يك پارچه دستگاه دين را بر كشور گرفته است. اين معني ندارد كه يك نفر مجتهد، مرجعيتي به هم زند و افرادي دور خود جمع كند و مرجعي ديگر، افرادي ديگر را رهبري نمايد. اين، مانع از يك اداره ديني جامعه مي شود؛ اداره ديني جامعه رهبري واحد مي طلبد؛ چاره كار براي پيشرفت سنت هماهنگي در نظام اداره ديني كشور است و اين ميسر نيست مگر با اتحاد متدينين در سايه رهبري واحد.
به احمدي نژاد هشدار داد كه شما آخرين تير تركش سنت هستيد پس مراقب باشيد.
اينها تحليل يك جامعه شناس بود از نزاع بين سنت و تجدد و راه حل وي.
|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در پنجشنبه 1387/07/04 و ساعت 1:30 بعد از ظهر