تبليغاتX
نگاه نو
 دست هاي خالي

تمامي علوم حوزوي بر پايه اين دغدغه توليد شده اند تا ارتباطي منطقي و عقلاني با منابع دين (قرآن و سنت) برقرار شود و پاسخ گوي نيازهاي آدمي باشد. آنچه در حوزه هاي علميه اتفاق مي افتد آموزش و تعليم اين علوم است؛ ابزارهايي كه براي شناور شدن و غوص كردن در منابع دين فراهم شده است؛ ولي سواد حوزويان در رابطه با محتواي منبع اندك است؛ منابع ما - براي علوم اسلامي اعم از فقه و كلام و اخلاق و ... - منحصر در كتاب، سنت و عقل است؛ اكثر طلاب با محتواي منابع علوم اسلامي به شدت بيگانه اند. نكته در اين است كه رجوع به اين منابع با توجه به منبع بودن آنها براي علوم اسلامي، بسيار متفاوت است با خواندن قرآن و احاديث؛ اين سنخ از رجوع، در بين طلاب هست؛ ولي مطالعه منابع از اين زاويه كه منبع هستند اتفاق نمي افتد. شهيد بهشتي، نديدن تمامي ادله _آيات و روايات_ را از آسيب هاي اجتهاد مي دانست.

برخي از ما حوزويان مانند آن رفيقي هستيم كه از طرف كميته امداد 150000 تومان،‌ بن خريد گرفت و رفت گوشت كوب برقي خريد؛ ولي پول نداشت تا گوشت بخرد تا آن را بكوبد. ما هم علم اصول را خوب ياد داريم؛ روش هاي فقاهتي را فرا مي گيريم ولي دستهايمان خالي است؛ از آيات و روايات، همان هايي را بلديم كه در دروس خارج به ما گفته اند؛ ‌به زعم اينكه اگر بيش از اين لازم بود در ضمن دروس مطرح مي شد لذا به مطالعه مجدد منابع نمي پردازند.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا ملایی در دوشنبه 1388/01/17 و ساعت 12:28 بعد از ظهر