|
غزه، ذبح ميشود
هر روز در طبقهي پايين مدرسهي آيةالله خويي، من و برخي از رفقا، پاي درس حاج محمدآقاي مرواريد مينشينيم و سعي ميكنيم بفهميم تا اگر در در وسط وضو و يا نماز و يا هر عمل عبادي ديگري، شك در صحت آن عمل كرديم، چه كنيم؟ بعد از آن هر روز در درس حاج آقاي تبادكاني مينشينم تا ببينيم آيا ممكن است يك فعل واحد، هم مورد امر و هم مورد نهي واقع شود؟ ما سعي ميكنيم اينها را بفهميم تا شايد اميدوار شود: كودكي كه در غزه گرسنه مانده، پدري كه نميداند به خانه برخواهد گشت، مادري كه نميداند روي اجاق گاز چه بگذارد، تازه عروسي كه نميداند بيوه شده است يا نه، پسربچه پرجنب و جوشي كه به جاي پرتحرك بودن در بازي دزد و پليس، بايد در فرار از چنگ يك سرباز كاملا مسلح، چابك باشد، دختر بچهاي كه به جاي عروسك بازي، بايد يتيم نوازي كند و ... . ما سعي ميكنيم منظور آخوند و آقا ضياء و محقق ناييني و مرحوم حاج شيخ و ... را درك كنيم تا ساكنان جهنم غزه، خيالشان راحت باشد از اينكه برادران ديني آنها قدر عافيت را ميدانند و اميدوار باشند كه انشاءالله از ثواب درس خواندن ما، بهرهمند ميگردند. علاوه بر خشنود شدن غزّه نشينان، سران كشورهاي عربي از فعاليتهاي علم ما ناراحت و غضب ناكاند ولي ما به آنها ميگوييم به كوري چشم شما، محكمتر در سنگر علم و دانش ميايستيم، بميريد از اين عصباني. ولي كودك فلسطيني،
آن طرف ايستاده و ما و ملك عبدالله را تماشا ميكند.
|
|


